ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمت
پنجـم/ زمینه های تشکیل حرکت اسلامی انقلابی و جهادی/استاد فـتـحــی
يــکـن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دعــوتــگــران
و تــحـقــق تــوازن مـیــان کــوشــش هــا
دووربــین ؛ یکی از عوامل برجسته یی
که دعوتگر مسلمان را، در راستای ثمربخش شدنِ مستمر فعالیت هایش، یاری می رساند، این
است که دعوتگر، در بین تلاش ها و توانایی های خود، به منظور ادای کامل مسؤولیت های
خویش، به دور از افراط و تفریط، توازن برقرار کند و یک طرف کار خود را بر جانب دیگر آن،
سنگین و فربه نسازد. از این رو، دعوتگر مسلمان، در برابر سه مسؤولیت قرار دارد: 1-
مسؤولیت در برابر خویشتن خود. 2- مسؤولیت در برابر خانوادة خود. 3- مسؤولیت در برابر
جامعة خود.
دعوتگر موفق و پیروز، آن است که در میان این مسؤولیت ها، معادلة توازن را
حفظ نماید و با پیروی از آموزه های پیغمر، در جهت انجام هر یک از مسؤولیت های یاد شده،
کوشش لازم خود را به خرج دهد؛ آن گونه که رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید:(إن
لنفسک عليک حقاً وإن لزوجک عليک حقاً وإن لربک عليک حقاً، فاعط کل ذی حق حقه). مسلماً
نفست بر تو حق دارد و همسرت بر تو حق دارد و پروردگارت بر تو حق دارد؛ پس حق هر یک را
برایش بده. آنهایی که به این قاعده (توازن) پای بند نیستند و برای رعایت توازن، در میان
تلاش های خود، توجه نمی کنند و روی همرفته، برخی از مسؤولیت های خویش را، به قیمت برخی
دیگر، با ارزش می شمارند؛ در واقع چنین آدم ها، عنصر استقرار را در زندگی خود، از دست
خواهند داد و نیروی تداوم دعوت را، نخواهند داشت. اسلام که برادر مسلمان را، بر رعایت
توازن در بین کوشش هایش ملزم دانسته، به خاطر این است که ریشه های دعوت در تمام عرصه
های زندگی او، عمق بیابند و او را، در تمام میدان ها؛ چه خاص و چه عام، به مرد راه دعوت
مبدل نمایند.از خطرناک ترین بیماری هایی که دعوتگران و فعالان مسلمان را، مبتلا می
سازند، یکی این است که آنان در جریان کار دعوتی، در همه امور خصوصی، خانوادگی و
ماموریتی خود، به اسلام اهتمام ورزند و اما بیرون از چهارچوب دعوت، به آن، توجهی
نداشته باشند؛ یعنی دعوتگران تنها در محدوده های تنظیمی با اسلام زندگی کنند و منهای
آن، به دین و ارزش های اسلامی بهایی قایل نباشند! . در این صورت، اسلام در یک وادی و
زندگی خصوصی و خانوادگی ایشان، در وادی دیگری قرار خواهد داشت. از خطرناک ترین بیماری
هایی که دعوتگران و فعالان مسلمان را، مبتلا می سازند، یکی این است که آنان در جریان
کار دعوتی، در همه امور خصوصی، خانوادگی و ماموریتی خود، به اسلام اهتمام ورزند و اما
بیرون از چهارچوب دعوت، به آن، توجهی نداشته باشند.همان گونه که برادر مسلمان، بر
تحقق تعادل در میان مسؤولیت های خویش مکلف است، همچنان مسؤولیت دارد تا در جهت ایجاد
توازن، در حوزة هر مسؤولیت از مسؤولیت های خود، کار کند. 
اول: مـســؤولـیــت
در بـرابــر خــویـشـتــن خــود
بسیاری از دعوتگران، مسؤولیت در برابر خویشتن خود
را، کنار می گذارند و آن را، ایثار تلقی می نمایند؛ در حالی که در بینش اسلامی، انسان
در قدم اول در برابر نفس خود، مسؤول است. (يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسکم وأهليکم
ناراً). تحریم آیة 6 ؛ ای مؤمنان! نفس ها و خانواده های خود را از آتش نگهدارید. در جای
دیگری می فرماید: (کل نفس بما کسبت رهينة). مدثر آیة 38 ؛ هر نفس در گروه چیزی است که کسب
کرده. در جریان اهتمام و توجه برادر مسلمان، به خویشتن خود، توازن ناگزیر باید مدنظر
باشد. . به گونه یی که توجه او به بدنش، نباید به قیمت اهتمام او به عقلش تمام شود، و یا
اهتمام او به عقلش نبایست به حساب توجه او به روانش صورت بگیرد. بلکه لازم است، در
روشنی روش و برنامة اسلام در خصوص ساختار شخصیت اسلامی، به تمام این جنبه ها به شکل
متعادل و به گونة زیر توجه شود: الف : دعوتگر مسلمان در مورد بدن خود، مسؤول است که هر
چیز زیانبار، تضعیف کننده و خسته کن را از آن، دور کند و بدنش را سالم، نیرومند و صحت
مند نگهدارد تا بتواند در برابر شرایط دشوار و روزهای سخت، ایستادگی کند. ب : دعوتگر
مسلمان در خصوص عقل خویش، مکلف است که زمینه های رشد متوازن آن را فراهم کند، تا افق
های گسترده یی به روی آن گشوده شود و توان مندی هایش، به نمو و بالندگی برسد. البته
دعوتگری که پیمانة دادن و عطایش از پیمانة ستد و گرفتنش بیشتر باشد، به مفلسی شباهت می
رساند که به قول معروف، از وی(مفلس) چیزی قابل حصول نخواهد بود. ج : دعوتگر مسلمان،
همچنان در برابر قلب خود، مسؤول است که آن را پالش دهد، اصلاح و تزکیه کند، اضطراب و
سرگشتگی هایش را، با ذکر و یاد خدا درمان نماید و صفای آن را از طریق طاعت الهی، تضمین
کند. بایسته است که مسلمان داعی، در اصلاح قلب خود، از اسلوب و روش ربانیی پیروی کند که
بر اساس آن، نسل قرآنی نخست، پرورش یافته بود.
دوم : مـســؤولـیــت در بـرابـر
خــانـواده خـــود
همان طوری که دعوتگر در برابر خویشتن خود، مسؤولیت دارد، عین
مسؤولیت را در برابر خانواده "همسر، فرزندان و منزل" خود نیز دارد. و رعایت توازن مورد
نظر اسلام در این خصوص، مستلزم آن است که برای هریک از اعضای خانواده، حق او به صورت
عادلانه، داده شود. الف : دعوتگر پیش از آن که به برپایی فرامین اسلام، در جامعه
بپردازد، مسؤول است که اسلام را در خانواده، چهارچوب منزل و در بین افراد فامیل خود،
به درستی تطبیق کند. مسؤولیت دعوتگر مسلمان در این زمینه بزرگ تر و خطیرتر از تصور
است؛ چنان که خداوند متعال می فرماید: يا أيها الذين آمنوا قوا أنفسکم وأهليکم ناراً
وقود ها الناس والحجارة، عليها ملائکة غلاظ شداد، لايعصون الله ما أمرهم ويفعلون ما
يؤمرون... . تحریم آیة 6 ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانوادة خویش را از آتشی
که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگهدارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و
سختگیر اند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند اجرا می
نمایند.
پیوند برادر با همسرش، باید از مرز رابطة حسی و ظاهری فراتر رود و به پیوند
دو شریک زندگی مبدل شود؛ دو شریکی که مسؤولیت دارند در ساختن و تشکیل خانوادة مسلمان،
قواعد ایمان را رعایت کنند و فضای دوستی و رحمت را که راز اصلی موفقیت خانوادة مسلمان
است، بر جو خانواده حاکم بسازند. این همه، زمانی میسر است که در بین شریکان زندگی
سخنان پاکیزه تبادل شود و نصیحت سودمند وجود داشته باشد و مزید بر آن، برادر مسلمان،
از جانب خود، الگوی خوبی پیشکش نماید، قبل از آن که ارائه چنان الگویی را، از طرف
خانواده و دیگران، انتظار داشته باشد. بعضی برادران، در به کارگیری اصل قیمومیت، به
اشتباه می روند و گمان می کنند که این اصل "قیمومیت" ایجاب می کند تا رابطة مرد با زن،
مانند رابطة رئیس با کارمند و یا رابطة افسر با سرباز باشد. با آن که چنین فهم و
برداشتی، در اسلام کاملا نا آشنا به نظر می رسد، علاوتاً بنیان زندگی زنا شوهری را نیز
ویران می کند و به جای آن که سعادت و مهرورزی را به ارمغان آورد، زمینه های بدبختی و
شقاوت خانواده را فراهم می سازد. البته این، بدان معنا نیست که خدای نخواسته، شوهر
اسیر همسر خود و یا اسیر خواسته ها و رغبت های نا درست وی باشد، بلکه هدف این است که
مسؤولیت و رسالت زن، در ساختار خانوادة مسلمان، کمتر از مسؤولیت مرد نیست. و از همین
رو، باید پیوند زن و شوهر، پیوند مسؤولیت پذیری دو جانبه باشد نه یک طرفه. بنا بر این،
خطرناک ترین چیزی که خانوادة مسلمان را، آسیب می زند و موجب انحراف، بدبختی و عقده های
روانی فرزندان می شود، اساساً از سوء روابط میان زن و شوهر ناشی می گردد و از تداوم
اختلاف ویران کن و مشاجره نا بجای مرد و زن خانه، سرچشمه می گیرد. خطرناک ترین چیزی که
خانواده مسلمان را، آسیب می زند و موجب انحراف، بدبختی و عقده های روانی فرزندان می
شود، اساساً از سوء روابط میان زن و شوهر ناشی می گردد و از تداوم اختلاف ویران کن و
مشاجره نا بجای مرد و زن خانه، سرچشمه می گیرد.ب : دعوتگر مسؤول است تا حقوق مادی
خانوادة خود را، تأمین کند. و بدین منظور مکلف است که کسب و کاری برای خود دست و پا
نماید. و هر گاه دشواری های زندگی، به حدی برسد که زن به کار کردن در عرصه های گوناگون
ناگزیر شود، در این صورت چنان پنداشته نشود که کار کردن زن در بیرون از چهارچوب
خانواده یک مسألة حتمی است و یا کار کردن زن، توجیهی شود برای مرد تا مسؤولیت گریزی
کند و از تأمین نفقة عیال، شانه خالی نماید. برای مرد، شایسته نیست که همسر خود را، به
کار بیرون از منزل مجبور بسازد، مگر این که میان زن و شوهر تفاهمی صورت گرفته باشد و یا
این که نیاز شدید و ملموس خانواده، زن را وادار ساخته باشد که به رضا و رغبت خود به
چنین کاری، دست بزند.
حقیقت این است که بسا از مشکلات خانوادگی، از کار کردن زن، در
بیرون از خانه ناشی می شود، نبود زن در خانه سبب می شود که زندگی خانوادگی، معروض به
خطر گردد و مسؤولیت های مهم و متراکم مادری زن، بدون اجرا باقی بماند و در نهایت، تمام
روش ها و برنامه هایی که پیوند زنا شویی و روابط آنان با فرزندان را تنظیم می نماید و
نیاز های پرورشی ایشان را تأمین می کند دچار سر درگمی می شود. و مزید بر آن، ضرورت های
اساسی جسمی فرزندان، از قبیل: خواب، تفریح، نظافت، سرگرمی، نان و غیر آن، نیز به صورت
درست تأمین نخواهد شد.
وظیفه و مسؤولیت، تقاضا می کند که در صورت مشغولیت زن، در
کارهای بیرون از منزل، در بین افراد خانواده، باید به سطح بسیار بلند، جهت اجرای
وظایف روزمره، همکاری وجود داشته باشد؛ تا خلایی که از اثر نبود زن در منزل به وجود می
آید پر شود و از فراهم شدن بستر های بدبختی و شقاوت خانواده جلوگیری به عمل آید.
ســوم : مـســؤولـیـت در بـرابــر جــامـعــه خـــود
بدون شک، وجیبة برادر
مسلمان در برابر دعوت خود، وظیفه یی مقدس و اساسی است که تفریط و سهل انگاری در انجام
آن، به هیچ وجه جواز ندارد. او باید در حد توان خود، تمام جهد و وقتش را در خدمت دعوت
بگذارد و در این راه، از رعایت تعادل و توازن مورد نظر اسلام نیز چشم نپوشد.
برادر
مسلمان باید تلاش ورزد تا عطاها و داده های دعوتی اش، روز به روز فزونی یابد و تمام
رویکرد زندگی اش در همه زمینه ها، در مسیر دعوت قرار گیرد و سرانجام شخصیت او مصداق
عملی این فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و سلم، بوده باشد: من جعل الهم هماً واحداً
کفاه الله هم دنياه و من تشعبته الهموم لم يبال الله فی أی أودية الدنيا هلک . به روایت
حاکم. کسی که هم و غمش را در یک نقطه "پیرامون دین" متمرکز می سازد، خدا هم و غم دنیای
او را، کفایت می کند و آن که هم و غمش به چندین نقطه "پیرامون کارهای دنیا" تمرکز داشته
باشد خداوند پروایی نخواهد داشت که او در کدام وادی دنیا هلاک می شود.لازم است، برادر
مسلمان این را درک نماید که غرق شدن در طلب دنیا، شرط به دست آوردن غنا و ثروت نیست و
احیانا اگر پول و ثروتی از این راه به دست آید، سعادت و خوشبختی صاحبش را تضمین نخواهد
کرد. چه بسا مردمانی که با ارزش ترین زمانِ عمر شان را در راه کسب متاع دنیا صرف
کردنکردند ولی نه تنها به آن دست نیافتند بلکه آخرت شان نیز بر باد رفت! و اگر متاعی به
دست آوردند، سعادتی نصیب شان نشد و بالآخره دچار بدبختی و سیاه روزی گردیدند. و چه بسا
مردمان دیگری که برای به دست آوردن ثواب آخرت، به خواسته های دنیایی پشت کردند، اما
دنیا خودش ذلیلانه به سراغ آنان شتافت. و چه راست گفته است خدای متعال آنجا که می
فرماید: ومن يتق الله يجعل له مخرجاً ويرزقه من حيث لا يحتسب ؛ طلاق آیه های 2 و3 ؛ و کسی
که از خدا پروا کند"از عذاب خدا بترسد" خدا برایش راه بیرون شدن "از مشکلات" قرار می
دهد. و روزی اش می دهد از جایی که گمانش نمی کند. وجیبه برادر مسلمان این است که کوشش او
در راه اسلام و دعوت اسلامی، باید کامل ترین، وافرترین و بیشترین کوشش باشد. سرنوشت او
به سان سرنوشت بخیلانی نباشد که وقت خود را در راه دعوت، هزینه نمی کنند و جان های شان
را در راه حضرت آفریدگار، قربان نمی نمایند؛ ولی در عین حال، به منظور رسیدن به مال و
متاع زود گذر دنیایی، از پذیرش هر گونه خطر و مبارزه با هر گونه دشواری دریغ نمی ورزند.
لذا بی جهت نیست که قرآن می گوید:" قتل الانسان ما أکفره. من أی شئ خلقه. من نطفة خلقه
فقدره. ثم السبيل يسره. ثم أماته فأقبره. ثم إذا شآء أنشره. کلا لما يقض ما أمره. . عبس
آیه های 17- 23 ؛ مرگ بر انسان، چه قدر ناسپاس است. او را از چه چیز آفریده است؟. از نطفه یی
آفریدش و و برایش اندازه تعیین کرد. سپس راه را بر او آسان گردانید. آنگاه میراندش و در
قبرش نهاد. سپس چون بخواهد او را برانگیزد. ولی نه؛ هنوز آنچه را به او دستور داده به
جای نیاورده است. بی گمان کار دعوت، حلاوت و لذتی دارد که با لذت مال و زن، قابل مقایسه
نیست. و همچنان زحمت دعوت، در بارگاه خدا، اجر و ارزشی دارد که ارزش نعمت های دنیا، با
آن، نمی تواند همسری کند. آن لذت، لذت هدایت است:(لئن يهدی الله بک رجلاً واحداً خيرمن
حمرالنعم، متفق علیه ؛ اگر خدا به وسیلة تو، مردی را هدایت کند، از شتران سرخ کرده
بهتر است. لذت احساس رضایت و خوشنودی است: رضی الله عنهم و رضوا عنه "خدا از ایشان راضی
شده است و ایشان از او". لذت احساسِ بلندی و پیروزی ایمان، هم در خود و هم در جامعه است
" ويومئذ يفرح المؤمنون بنصرالله "و آن روزی که مؤمنان به دلیل یاری خدا، شادمان
شوند.اسلام از پیروان خود می خواهد که در راه دعوت اسلامی مخلص و در راه خدا کریم و
باغیرت باشند، بترسند از روزی که در آن، دل ها و چشم ها منقلب می شوند و در روزگاری که
اکثر مردم، از دین رویگردان و اندکی به آن علاقه دارند، ایشان باید به دین تمسک جویند؛
چون پیروزی مؤمنان اندک بر دشمن، زمانی تحقق خواهد یافت که آنان با تمام نیرو و توان
به خدا بازگردند و از اوامرش فرمان برند.
فـعـالـیــت اسـلامــی مـتــوازن،
دشــوار و فـرسـایـنــده اسـت
بسا اوقات جریان های متعددی، به صورت نا متکامل و غیر
متوازن در حوزة فعالیت اسلامی بروز می کنند که جنبه های به خصوصی از فعالیت اسلامی را،
مورد توجه و عنایت قرار می دهند. قاعدتاً این جریان ها، بسیار شتابان نمو می کنند و به
نام و نشان می رسند؛ و چنین امری، باعث می شود که در اندیشة برخی از فعالان منسوب به
حرکت اسلامی متکامل و متوازن، پرسش هایی مطرح شود و گاهی کار به جایی می کشد که بعضی از
این فعالان، در مورد دعوت خود شان، به دیدة شک و تردید نگاه می کنند؛ به دلیل این که
سیر و رشد این دعوت، به تناسب جریان های یاد شده نسبتاً آرام و بطی به نظر می رسد. در
حالی که رشد سریع آن حرکت ها و جریان ها، اسباب و انگیزه های ویژة خودش را دارد. سبب و
انگیزة سیر پرشتاب جریان هایی که جغرافیای فعالیت شان محدود و منحصر به بخشی از
فعالیت اسلامی است، به این مسأله بر می گردد که کار کردن در یک بخش و درخشیدن در یک
تخصص، خیلی آسان و به زودی قابل دسترس است. به گونة مثال، حرکت هایی که تنها در عرصة
سیاست فعالیت دارند، نسبت به حرکتی که ساحة کارش فراگیر تر است، از توان مندی بیشتری
برای رشد و کسب تجارب سیاسی برخوردار می باشند.و همچنان جریان هایی که در یک بخش از بخش
های علوم اسلامی، مانند عقیده و یا فقه، می خواهند تخصص داشته باشند، حوزة کار شان در
این چهارچوب، بسیار بزرگ تر از حرکتی خواهد بود که در بخش های مختلف دارای تخصص است و
به تمام رشته ها توجه یکسان دارد.ولی مشکل اساسی در اینجا است که تمام حرکت ها و جریان
های غیر متوازن و نا متکامل، از پوشش دادن بخش های خارج از محدودة تخصص شان، به طور کلی
ناتوان هستند، در حالی که جریان اسلامی متکامل و متوازن، برای پوشش دادن همه جوانب
فعالیت اسلامی ' ولو به گونة نسبی ' از کارآمدی و توان مندی بهتری برخوردار است.
مسلماً ساختن ذهنیتی که تنها در علم توحید و امور عقیده، مهارت داشته باشد، خیلی آسان
تر از ساختن ذهنیتی است که آرزو دارد در تمام علوم شرعی تبحر داشته باشد. چنان که تکوین
ذهنیتی که فقط به کارهای اجتماعی و خیریه می پردازد، به مراتب ساده تر از تکوین ذهنیتی
خواهد بود که به کار دعوتی در همه زمینه های اجتماعی، سیاسی، فکری، انقلابی، دانشجویی
و غیره می پردازد.بنابر این می توان گفت که آسان بودن کار جزئی و پاره یی، در عین زمانی
که زمینه ساز رشد سریع حرکت های تک بعدی به حساب می رود، باعث فروپاشی شتابان این
جریان ها نیز می شود. و اما سختی های فعالیت اسلامی فراگیر و متوازن، در عین حالی که
موجب رشد بطی و کُند این کار دانسته شده، سبب ثبات و کامیابی آن، نیز شناخته می شود.
رسول گرامی اسلام، در این باره چه زیبا فرموده است: أحب الاعمال إلی الله تعالی،
أدومها و إن قل ؛ به روایت شیخان " دوست داشتنی ترین کارها به نزد خدا آن است که با دوام
تر باشد اگرچه ظاهرا در نظر ناچیز بنماید "
ادامــه را در قسـمــت شـشــم